تا گنج غمت در دل ويرانه مقیم است
همواره مرا کنج خرابات مُقام است
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اي شكوه كهكشانها پيش چشمانت حقير ... من همان باز بلند آوازه تاريخيام از نشستن روي بازوي بلندت ناگزير سيّد حسن حسيني |
ديگرانآستانه عروسك كوكي خاله سوسكه ناگفتهها به یاد مرگ تينا نانسی شعرهاي مهيار |