تا گنج غمت در دل ويرانه مقیم است
همواره مرا کنج خرابات مُقام است

خیلی وقته چیزی ننوشتم، سال‌ها از اولین پست گذشته... انگار همین دیروز بود که برای نام وبلاگ گزینه‌های مختلف رو با «کدخدا» و «حاج مهدی» توی خوابگاه بررسی می‌کردیم. حالا سال‌ها گذشته و ما هر کدام در گوشه‌ای از دنیا مشغول روزمره‌گی خود. دلم هوای سفر کرده، یک سفر بلند که به این زودی‌ها تموم نشه. حتا تا آخر عمر!

..............
باید عاشق شد و رفت چه بیابان‌هایی در پیش است
رهگذر خسته به شب می‌نگرد
می‌گوید
چه بیابان‌هایی! باید رفت
باید از کوچه گریخت
............




This page is powered by Blogger. Isn't yours?

ديگران

آستانه
عروسك كوكي
خاله سوسكه
ناگفته‌ها
به یاد مرگ
تينا
نانسی
شعرهاي مهيار